یادداشت صد و هشتاد و دوم  چاپ

تاریخ : یکشنبه 14 مرداد 1397 در ساعت 23:53

ساعت ده شب زنگ زدم مغازه لارنس نبود,سعید گفت رفته قطعه بگیره!(یَک جنسِ خرابِ هماهنگین این مردها)دو دقیقه بعد خود لارنس زنگ زد,گفت با دوستم اومدم شام بیرون!خیلی اصرار کرد


ظاهرا عادی حرف زدم و گفتم خوش بگذره عزیزم ولی از خدا پنهان نیست,از خلق خدا چه پنهان ,کلا هر گونه خوش گذرونی جمعیت ذکور اونم از نوع متاهلش,اونم تنها تنها,بیشتر از ظرفیت وجودی منه.اصلا همین که اونا تو این مملکت, مرد زاییده شدن به اندازه ی کافی خوش به حالشون شده.بسشونه


میگم پیشنهادی ندارید به صورت نامحسوس,جوری که تابلو نباشه دردم چیه,از دماغش در بیارم و کوفتش کنم؟؟؟

نظرات (9)
خوندمت ببخش که دیر سرزدم. همون بهتر مقابله به مثل کنی
دوست خوبم:
نه عزیزم اشکال نداره

حتمااا
عزیزم تو خودت بهترین روش رو پیدا میکنی ماشاالله استادی
دوست خوبم:
نه دیگه ایندفعه رو بهش حال دادم کوفتش نکردم
مظلوم رشت : لارنس
جالبه مردها اغلب وقتی مثلا لاپوشانی میکنن برای هم خیلی زود هم تابلو سه میکنن
دوست خوبم:
حالا نه دیگه در این حد

نه بابا.سعید اومده لا بپوشونه,بعدش سریعا زنگ زد به لارنس , آمار بده,لارنس هم بهش گفت لزومی به خالی بستن نبود و خودش بهم زنگ زد
خوبی ترانه جانم
پسرای خوشگلت خوبن
نوش جونش جرم که نکرده
دوست خوبم:
مرسی عزیزمجز کمر درد بقیه چیزا خوبه

نه جرم نکرده بنده ی خدا.ممنون
اره خودمم
متوجه شدم شوخی میکنی ترانه ، ولی متاسفانه توی دوستام جدی این قضیه رو دیدم !!! برا همین واقعا برام سوال شد .
چون من معتقدم که هم زن هم مرد جفتشون احتیاج ب حریم خصوصی دارن ، برن با دوستاشون حال کنن و خوش بگذرونن ، تنها باشن تا دلشون برای هم تنگ بشه اصن . من حتی سفر خارجه هم بخواد بره اوکیم چون خودمم میرم ، البته بماند که قبل ازدواج اوکی بود و الان زده زیرش میگه خارجه نععععع خطرناکه ! ولی منظورم اینه اوکیم با این قضیه اما خیلیا رو دیدم سر این قضیه جنگ هااااا کردن .
پرسیدم ازت که تجربه داری و چارتا پیرهن بیشتر پاره کردی نکن اون پیرهنارو پاره نکننننن قیمه هارم نریز تو ماستا

افرین دختر باهوش من خودم ی وقتا یادم میره کجا چ کامنتی گذاشتم

عشقتون مانا و روزافزون
دوست خوبم:
باهات موافقم مخصوصا در مورد حریم خصوصی.اما اینکه تو عمل هم اوکی باشم رو مطمئن نیستم.لارنس خودش آدمی نیست که تنها و بدون خانواده مسافرت رفتن رو دوست داشته باشه,ترجیحش برای ارتباط با دوستها هم همراه خانواده است.خودم هم واقعا گشت و گذار با خانواده بیشتر بهم کیف میده ولی پیش اومده که با دوستامون یکی دوباری بدون همدیگه سفررفته باشیم.روتین زندگیمون نیست,واسه همینه که مشکلی در موردش پیش نیومده,اگه مداوم و جز برنامه های زندگی بود گمونم صدامون در میومد

مرسی عزیزم.برای شما هم همینطور
خیلییییییی باحالی.مخصوصا جمله آخر
بعضی وقتا فکر میکنم چطور بعضی از آدما اینقد خوب یه حسی رو به نوشته تبدیل میکنن
دوست خوبم:
رفتم ببینم جمله ی آخر چی بود,یادم رفته بود

خوشحال شدم از نظر لطفت,ممنون عزیزم
چرا نامحسوس ؟؟؟ یه بار آقا به اصرار دوستی همراهیش کرد تا کانبرا دو روزم موندن اونجا ، خیلی رک و راست وقتی بداخلاقی میکردم گفتم علتش اینه که هیچ دلیلی نداره تو تنهایی رفتی جایی بهت خوش بگذره
دوست خوبم:
این طفلی 40 دقیقه رفته اونم از کارش زده نه از وقت با من بودنش.یعنی به نظرت زیادی نرمش نشون دادم ؟؟؟چی بگم,هر چی میکشم ازاین دل مهربونمه
من دیر رسیدم ، از دماغ دراوردی یا نه ؟؟؟

ی سوال جدی ، چرا این حسو داری ؟ چیز خاصی تو ذهنته ینی دلیل منطقی ای داری یا ی حسه صرفاً ؟
میخام بدونم چون من این حسو ندارم گفتم ی وقت زیادی ب همسر خوش نگذره اگه لازمه داشتن این حس ، دجارش بشمو از دماغش دربیارو
دوست خوبم:
نه نتونستم,لامصب زود گوشامو مخملی میکرد

پستم که یکم شوخی بود,رفتار تو کاملا درسته.

خود لارنس هم وقتی با دوستام برم بیرون چیزی نمیگه,اما میدونم ته دلش یکم قیلی ویلی میره.در مورد خودم چون دلم میخواد فقط پیش من باشه.البته شعور به خرج میدم بیانش نمیکنم.

اسمت که قاطی پاتیه,از طرز نوشتنت فهمیدم ستاره هستی
نفرمایید خانوم،ما درس پس میدیم خدمتتون!
شما باید برامون کلاسای اموزشی بزاری
نیت کن،برو تو کارش،خدا با توئه بهترین نتیجه رو میگیری...
دوست خوبم:
چوب کاری نفرمایید,من انخده مظلومم

بهانه ش رو پیدا کردم اما نذاشت ادامه دار بشه ,سریع جمعش کرد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد