X
تبلیغات
زولا

یادداشت صد و هفتاد و هفتم  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 26 تیر 1397 در ساعت 01:46

تا حالا اسم فاخته گری رو شنیده بودین؟اگه نشنیدین یه سرچ کنین.آدم وقتی این چیزها رو میشنوه فکر میکنه فقط مربوط به قشر درب و داغون از لحاظ فرهنگی و اخلاقیه,امروز یکی از دوستام حرف دوستش رو میزد,با یه آقای به ظاهر جنتلمن و تحصیلکرده آشنا شده,طرف استاد دانشگاه ست,اونوقت به دختره پیشنهاد داده همه جوره خرجت رو میدم و ساپورتت میکنم,فقط تو با کسای دیگه هم باش و من از لای در ببینمتون!!!دختره بدبخت فکش وا مونده بود .یعنی چی آخه!!!دوستای مجردم تا حالا ناراحت توقع داشتنِ  رابطه از طرف پسرها بعد سلام علیک آشناییشون بودن,از الان اینجور فانتزیها هم بهش اضافه شده


در  راستا ی همین بی ناموس بازیهااینم تعریف کنم,مربوط به چند هفته قبله.یکی از دوستای قدیمیه لارنس که هم محلیمون هم بوده ,یه استدیو عکاسی و فیلمبرداری معروف  تو رشت داره و دو سه سالی هم هست  ازدواج کرده,دختر خاله ی لارنس(همون که آش برامون آورد)رو تو پارک نزدیک خونه شون میبینه.بنده خدا پریسا اونجا ورزش میکرد.دختر خاله ی لارنس زن فوق العاده زیباییه,شوهر داره و دو تا بچه.خدا رو شکر هم از همه نظر زندگی خوبی داره.دختر خیلی آروم و کمرویی هم هست.حالا مرتیکه یه کاره اومده جلوی پریسا رو گرفته و بهش گفته پریسا جون!!!(اینا هیچ صنمی هم باهم نداشتنا)من دنبال مدل واسه عکاسیم هستم,البته چندتایی هم دارم اما هیچکدوم به زیبایی و خوش اندامی تو نمیرسن.تو بیا مدل من بشو,پریسا هم مونده بود چی بگه.مدام با خودش کلنجار میرفته این دوست لارنسه و شاید نیت بدی نداره.خلاصه از اون اصرار و از پریسا هم انکار که آقا همچین چیزی امکان نداره,آخرش هم گفت شوهرم خوشش نمیاد.بعدش مرتیکه کارتش رو به زور میخواد بده به پریسا و میگفت شاید کاری با من داشتی یه وقتی.پریسا میگفت اولا که کاری ندارم,اگه هم به فرض محال داشته باشم به لارنس میگم.پریسا تعریف میکرد تمام مدت که داشته حرف میزده استرس از صداش مشخص بوده و همش سمت خونه شون رو نگاه میکرده(از ترس زنش که نبینتش)و کاملا مشخص بود نیتش فراتر از این حرفاست.چند روز بعد دوباره پریسا تو پارک میدوئیده که باز هم سر و کله ش پیدا میشه و دوباره داشته میومده طرفش که دختره مجبور میشه بیخیال ورزش بشه و سریع جمع کنه بره خونه.دیگه هم از اونروز پارک نرفته.میترسید بیاد به لارنس بگه و شر بشه.واسه منو خواهرشوهرم تعریف کرده,منم میخوام با سانسور به لارنس بگم پاشه بره یه جوری این مرتیکه رو جمع کنه.

نظرات (7)
میدونی من همیشه میگم غیرت تو بعضی از مردها از بین رفته و حیا تو بعضی از زن ها.
دوست خوبم:
متاسفانه همینطوره
فاخته گری؟ وای خدای من! برم همین الان تو گوکل سرچ کنم! تا حالا نشنیده بودم! به کجا داریم میریم!
اون دوست لارنس رو یکی باید گوشمالی حسابی بده! آی دلم میخواد زدگی اینجور ادمها از هم بپاشه! البته دلم برای خانمش خیلی میسوزه، آخه زندگی کردن با همچین موجودی از مرگ هم بدتره! لابد این آدم همون شب که روزش میاد به دخترخاله لارنس پیشنهاد مسخرش رو میده، میره خانمش رو بغل میکنه و کلی حرفهای عاشقانه و ...
خدایا رحم کن به زنهای ساده دلمون
دوست خوبم:
زنش رو نمیدونم به خدا.روز عروسیشون که خیلی تیریپ لاو بود.میکروفن رو گرفت و رو به مهمونها از پدر و مادر همسرش تشکر کرد.زنش خیلی هم ازش کوچیکتره
طفلی شوهرتو وارد قضیه ناموسی نکن یه بار خدای نکرده براش شر بشه !به شوهرت بگو به دوستت همچین پیشنهادی داده که دیگه کاتش کنه ،اسم دختر خالشو بیاری ممکنه غیرتی بشه دعواشون بشه ،وسط دعوا هم که حلوا خیرات نمی‌کنند .دختر خاله هم یه مدت کم محلش کنه خسته میشه میره پی کارش !خواهرم تجربه همچین موردی را داشت .یارو لج کرد با خواهرم برگشت دری وری گفت که مثلاً خواهرم خودش خط داده منتها شوهرش خواهرمو میشناخت ازش حمایت کرد .این‌جوری شاید یارو لج کنه با دختر خاله براش پاپوش درست کنه .
دوست خوبم:
فعلا که دخترخاله ش گفته حرف نزنید.گفت اگه مزاحمتش زیاد شد بعدا بگید.بنده ی خدا پسر 14 ساله داره خودش.این آقاهه هم کلا مورد اخلاقی زیاد داره.سابقه داره تو اینجور برنامه ها
چه ادمهای مریضی پیدا میشن
دوست خوبم:
دنیا چقدر ترسناک شده
اتفاقا من دیروز اتفاقی توی یه پیج دیدم فاخته گری رو ومعنیشو خوندم
حتما بگو به شوهرت جلوشو بگیره واقعا عجب زمونه ای شده
هر روز یه بیماری جدید رو میشه
دوست خوبم:
یه دوستی دارم به اسم فاخته,بهش میگیم فاخته دیگه فحش محسوب میشه
قبلا آقایون وایمیستادن ببینن زنی اینکاره هست بعد پیشنهاد میدادن,الان خیلی شیک میرن به زن سالم تازه اونم از نوع آشنا دری وری میبندن
اینکه این مرد همچین پیشنهادی داده رو بیخیال
من چند وقت پیش شنیدم مرد ها ی متاهل از زن هاشون همچین درخواستی داشتن!!!
نمیدونم داریم کدوم سمتی میریم به خدا
دوست خوبم:
حالا این آقا هم مثلا ارتباطش جدی بود و از شروط ازدواجش این بود,منتهی من فکر کردم خواستگاریش بیشتر جنبه ی مخ زنی داشته.

طفلی زن اینجور نامردها
نگوووو ترانه خون و خون ریزی میشه ! خودت ب یارو بگو لارنس و خانواده بفهمن مساله میشه ها دور دختر ما پیدات نشه !

یکی از دوستام چندسال پیش بچه اش ی روز تعطیل مریض شد و برده بودش درمانگاه دکتر شیفت ی پسر جوونی بود که منم دیده بودمش بسیار جوون متشخصی بودا . خلاصه چون تعطیلات بود وبچه خیلی مریض بود شماره موبایلشو داده ب دوستم ک کاری داشت زنگ بزنه و خلاصه تهش ی ارتباطی شکل گرفت . فک کن اولین باری ک باهم رفتن بیرون ب دوستم گفته من با دیدن رابطه دیگران ارضا میشم . دوستم باور نکرده حرفاشو ، قرار بعدی ی زن و شوهر هم بودن از دوستای دکتر، ظاهرا دکتر و پارتنرش و این زن و شوهر همزمان فلان و همدیگرو نگاه میکنن تا ارضا بشن و دکترم دنبال ی دختر پایه بود برای این چهارنفره ها !!!!!!!!!!

ینی انحطاط اخلاقی حلوی این قضایا لنگ میندازه و از دور خارج میشه !
دوست خوبم:
من اگه بخوام سلام اون عوضی رو علیک کنم لارنس شاکی میشه,چه برسه برم باهاش حرف بزنم.

موندم چی شده که ماها اینجوری شدیم,از اینور بوم افتادیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد