X
تبلیغات
زولا

یادداشت صد و هفتاد و دوم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 4 تیر 1397 در ساعت 17:58

من شدیدا فوبیای جن و اینجور چیزا رو دارم.نمیدونم چرا!هر وقت تنها باشم و یا حموم بخوام برم حتما تی وی رو روشن میذارم اونم با صدای بلند,و الا همش توهم میزنم صدا از ما بهترون میاد,اینجوری صدا ها رو ربط میدم به برنامه های تی وی.خدایی خیلی ضایع است ,از یه مامان بعیده انقدر ترسو باشه.حالا من با اینهمه ترسم امروز نشستم تو نی نی سایت تاپیک داستانهای جن و پریشون رو خوندم.بگو این چه غلطی بود آخه!هزارررر بارم  به خودم بد و بیراه گفتم .اومدم پست بذارم فکرم دور شه


***لارنس دیگه قاطی کرده,کیلید کرده از ایران بریم.جایی هم نداریما اما واقعا میبینم با این اوضاع کاش زودتر از اینا رفته بودیم.تبریک میگم به سران مملکت!!!همینو میخواستن,همه ی مملکت خالی بشه,بمونه برای جیباشون.نفت و آب و ذخایر ملی رو که بی خیال,حیف نبود این یه وجب خاک و هوا رو هم باهاشون شریک شیم  


هرکی سال 57 انقلاب کرد بیاد حالا درستش کنه !!!به خاک سیاه نشوندن مملکت رو.اسم اعتراض رو گذاشتن اغتشاش!!!یعنی انقدر بی انصاف مگه میشه!!!طفلی خانواده هایی که مریض دارن,خدا بهشون کمک کنه.واقعا قراره چی بشه؟!دیگه الان مشکل مملکت رسیده به آب و غذا و هوا.آزادی بیان و عقیده پیشکشون,نخواستیم!


***یادتونه پستهای چند ماه پیش در مورد دوستم که باردار بود و تصادف کرده بود نوشته بودم؟همونکه دید راننده ی مرد با اینکه مقصره,داره تصادف رو میندازه گردن اینو و چرت و پرت میگه,اینم واسه اینکه حالش رو بگیره خودش رو زد به غشخوب جوجه ش یه چهل روزی میشه که به سلامتی دنیا اومده.چند روز پیش با بچه ها قرار گذاشتیم و رفتیم خونه شون.ووویییی که لباس دخترونه خریدن چه کیفی داره.متنوع,رنگی رنگی,گل گلی,زیاد(دختر دارا,لذت خرید لباس دخترونه با عرض شرمندگی کوفتتون بشه)دو تا پیراهن نقلی براش خریدم خودم بیشتر از مامانش ذوق کردم.


عکس حذف شد


نظرات (5)
من با اینکه ازشما خیلی بزرگترم هنوز از اسم جن واین‌چیزا می ترسم‌ که هیچ‌وحشت شدید دارم وسریع میاد توذهنم جاخوش می کنه
حتی کارتونها وانیمشبنهای ترسناکم حالمو بد میکنه
دوست خوبم:
قبلا نمیترسیدم,واسه یکی از دوستام که تحصیلکرده است و منکر اینجور چیزا بود,یه اتفاقی افتاد که از اون به بعد منم شدیدا دچار فوبیا شدم
خیلی وحشتناکه اوضاع....شب میخوابی صبح میبینی ارزش داراییهات نصف شده...
کاش سالها پیش که شرایط بهتر بود میرفتیم...
دوست خوبم:
فکر کنم الان همه همینو میگن.هیچکس از اینجا موندن راضی نیست
این ها رو ول کن ترانه
آب دهن بچه رو بچسب
دوست خوبم:
ووییی واسه همون عکس رو گذاشتم.انقدر خوشم میاد
دست مامان بابارو بگیر برین پیش خواهرت
وااااااقعا دیگه نباید موند
دوست خوبم:
اگه میتونستیم که میرفتم حداقل بچه هامون اینجا نسوزن.راهمون نمیدن بی لیاقتا
ماکه لازم نیست بریم جایی اینا هرکدومشون به اندازه ی کافی دزدی کرد خودش پامیذاره به فرار. ماهمچنان بدبختیم. من نمیدونم اینهمه شهید لب مرز میدیم که به مردم ایران تجاوز نشه حالا باید یه عده شهید هم بدیم که متجاوزین خودی ازکشورفرار نکنند والا.
عزیزم خدا حفظش کنه. دقت کردی لباس‌های دخترونه چقدرتنوع داره
دوست خوبم:
چی بگم.فقط دعا میکنم خدا به بچه هامون رحم کنه.

وایی من عاشق لباس دخترونه م.مخصوصا اون چین دارای گلگلیش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد