یادداشت صد و شصت و ششم  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 در ساعت 17:16

گفته بودم جوجه های من خیلی بد غذا هستن,منم امروز خواستم عدس پلو رو یه جوری به خوردشون بدم.وقتی سامین از مهد اومد گفتم مامان جان امروز با مامان سوپرمن تو تلگرام حرف زدم و گفتم پسرای من خیلی از پسر شما خوششون میاد.اونم بهم گفت این غذای مخصوص رو واسه بچه هات درست کن تا اونا هم قوی بشنطفلی سامینم با ذوق خورد و گفت خیلی خوشمزه است و الان تو دستاش احساس قدرت میکنه و واسه اثباتش سارنگ رو بلند میکرد,اما فندق کوچولو گول نخورد


سامین قبلش ازم خواست مامان سوپرمن رو ببینه که منم  عکس پایین رو پیدا کردم واسشفقط الان وجدانم  واسه سادگی بچه م درد گرفته ,همش میاد میپرسه مامان چند بار دیگه بخورم میتونم پرواز کنم


عکس سوپرمن و مامانش مال وقتی که هنوز بزرگ نشده بود


نظرات (12)
آخی عزیزززم
دوست خوبم:
من واقعا سامین رو درک میکنم
دوست خوبم:
درک میکنی چون بدتر از اونی دیگه
واااااای عالی بود ، ایده ی خوبی به ذهنت رسید خانومی ایول
دوست خوبم:
میبینم چشمای تو هم برق بدجنسی زد,خدا به داد درسا جون برسه
کلی ذوقت کردم با این ایده ت ، واقعا عالی بود
عذاب وجدان هم نداشته باش سر بچه های امروزی رو باید همینطوری شیره مالید والللا
دوست خوبم:
الان بر عکس شده, هر روز هر روز گیر میده اونو براش درست کنم
کامنت من کو
دوست خوبم:
الان میرسه
ماشالله به اینهمه خلاقیت تو غذادان به بچه ها! یادم باشه این ایده هاتو یه جا بنویسم برای آینده خودم
یاد مامانم افتادم،‌بچه که بودیم میخواست یه غذایی مثل آبگوشت رو که دوست نداشتیم بخوریم میگفت توش "زالوارشکا" ریختم! این اسمو از خودش ساخته بود! بعد ما فکر میکردیم هر غذایی که توش زالوارشکا داره کلی قد و هیکل ما رو بزرگ میکنه و خیلی هم خوشمزست! اسکل میشدیم میخوردیم، تازه بعدش هم از این خیالپزدازیهای سامین رو هم نداشتیم که مامانمون عذاب وجدان بگیره! البته خب بچه های نسل جدید به حقه های جدیدتری نیاز دارن دیگه! بیخیال مهم اینه غذاشو تا تهش خورد! هدف وسیله رو توجیه میکنه
دوست خوبم:
وای مرضیه انقدر خندیدم به کامنتت مردم دیگه
زالوارشکا رو چجوری به ذهنشون رسید ,یعنی آخر خلاقیت بود
یعنی عاشق همین کاراتم اول انجام میدی بعد وجدان درد میگیری ای جانم عشق منو فریب نده خب بچه دوست نداره
دوست خوبم:
اتفاقا توی بد غذا رو هم قصد دارم گول بزنم.خجالت نمیکشی از بچه 6 ساله بدتری؟؟
توهم مثل من کردی ازشش ماهگی همش گفتم بخوربزرگ بشی دستت برسه به ستاره ها، حالا ازهمه جا میره بالا بهش که میگم چرارفتی بالا میگه میخوام برم ستاره بگیرم خخخ حالا خوددانی عواقبش روبپذیر
دوست خوبم:
کلا بچه ها تو رویا و خیال زندگی میکنن و چقدر هم خیال پردازیهاشون شیرینه.من خیلی دوست دارم وقتی اینجوری حرف میزنن
کوفت نگیره این ننه سوپرمن مطمئنه ی شکم زایمان نموده ؟؟؟؟؟ انگار کمر دختر مجرده مسخره لوس کوفتت بشه کوفتت بشه اه اه

چاقالوی حسودم خودتی !
دوست خوبم:
من مطمئنم اینا بچه هاشون رو از دهنشون میکشن بیرون
عَی خِدااااااا حواست باشه فردا از بالای مبل نپره پایین یهو فک کنه پرواز میکنه
با این نسل جدید باید خیلییییی مواظب حرف زدنامون باشیم
دوست خوبم:
نه حالا منتظر لباسشه.

خیلی زیاد
افرین مامان خلاق!
بچها انقدر روحشون پاکه زود باور میکنن، ولی کار خوبی کردی تشویقش کردی که به این غذا هم علاقه نشون بده،حتی اگه بازم نخوره ولی حتما تو ذهنش یه خاطره و حس خوب از این موضوع داره
دوست خوبم:
من پس چرا عذاب وجدان دارم که اینجوری بازیش دادمهرچند اون فسقلی نخورد
واااای بد غذا. داغ دل من تازه کردی :))))
البته من تقصیر خودمه. وقتی شروع کرد به غذا خوردن، همه چی میکس بهش میدادم!
دوست خوبم:
واسه من خیلی جالبه پسرای من,پسر عمه شون و پسر عموشون حتی, با اینکه دور از اینا بزرگ شده دقیقا به همون چند مدل غذا علاقه نشون میدن و میخورن.یه جور سلیقه ی ژنتیکیه انگار
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد