یادداشت صد و شصت و چهارم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 در ساعت 17:06

والله تا جاییکه من شنیدم قدیمیا میگفتن بچه بادومه,نوه مغز بادوم.در مورد خودم جدیدا متوجه شدم انگاری بنده  شاخ و برگای اضافه ی درختاشمبا مامان و بابام چند روز رفتیم مسافرت.لارنس نمیتونست بیاد.مامان و بابام خیلی اصرار کردن منم باهاشون برم,بعدا متوجه شدم دلشون میخواست حتما سامین و سارنگ رو ببرن اما مامان گفته بود از پس سارنگ برنمیاد,,واسه همین منو هم بردنخدا شاهده از وقتی فهمیدم یه استکان هم جابه جا نکردم,گفتم من فقط پرستار بچه ها هستم,کار اضافه نمیکنمحقشون بود,اصلا هم حسودی نکردما.



***سامین اون برنامه های آموزشی پست قبل رو دید و خیلی تو فکر رفته بود.ازم پرسید مامان اگه آدم بدا منو بگیرن تو چی کار میکنی! داشتم آرومش میکردم و میگفتم اجازه نمیدم کسی اذیتت کنه,همیشه مراقبتم.سارنگ به حرفامون گوش میکرد.یهو بلند شد,سینه ش رو داد جلو و  با اون زبون نصفه نیمه ش گفت داداشی نتلس(نترس),من تزدا(دزدا) لو(رو) میتُشم(میکشم)بلاتبعدش هم در نهایت هندی بازی,کلی  همدیگه رو بغل کردن و بوسیدن.


***سامینم حالش خوب نیست چند روزه.اگه ممکنه برای سلامتیش دعا کنید.

نظرات (3)
اوخی چقدر حسود! شنیده بودم بعضی مامانا به بچشون حسودی میکنند اما ندیده بودم که دیدم
چقدر این بچه هات شیرین و نمکین. ضعف کردم براشون. خدا نگهشون داره برات ترانه جان
دوست خوبم:
بذار ایشالله نی نی خودت دنیا بیاد به سلامتی,بعدش میبینی چجوری مامان و بابات تو رو نمیبینن دیگه.اونوقت بهت سلام میرسونم

مرسی عزیز دلم ممنون
چطوری حسود خانوم ؟

ای جانم ب اون حرف زدنشششش

ای جان جی شده ؟؟؟ انشاءالله بهبودی عاجل و کامل و خبرای خوب بدی بهمون .
دوست خوبم:
ستاره منو گذاشتن کنار اصلا.حس سر راهی بودن بهم دست داده بود خوووو.



مرسی عزیزم.انشالله
اصلا هم حسادت نکردیا قربونشون برم. الهی بچه ها هم که حتما خیلی میرند توفکر عزیزم. قربون اون شیرین زبونی وهندی بازیش خانمی من فیلترشکن ندارم کهگوشیم جانداره ازدست پسری رایانه روگذاشتیم تواتاق خواب ازبس میره مهندسی میکنه میخوام عکس وفیلمهاشو ازتوگوشی بریزم وگوشیم روخالی کنم نمیشه ولی سروش رودارم حمایت ازکالای اصفهانی هاتاحالا باهاش دوتا پیام دادم فقط به داداشمراستی پسری چی شده نگران شدم
دوست خوبم:
خداییش تو بودی لجت نمیگرفت!!!

آره .خودم موندم بذارم ببینه یا نبینه.راستش با دیدنش کنجکاوتر هم شده تو اینچیزا,اما از طرف دیگه میگم بذارم ببینه تا بدونه و از خودش مراقبت کنه.

عمرا من سروش نصب کنم دیگه.کله م زیر بار حرف زور نمیره.یه فیلتر شکن نصب کن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد