X
تبلیغات
رایتل

یادداشت صد و چهل و چهارم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 9 بهمن 1396 در ساعت 01:57

روزا با همه ی خوب و بدش دارن میگذرن .حال روحیم خیلی بهتره.


این یکی دو هفته همش با مریضیِ بچه ها گذشت.آنفولانزاشون خوب شد و هفته ی پیش  از طرف مهد برای بچه ها طرح اجباری سنجش شنوایی گذاشتن,دقیقا سه روز بعد پسرم با داد از خواب بیدار شد.تا حالا ندیده بودم بچه م از درد اینجوری فریاد بکشه.فقط گوشش رو نگه میداشت و گریه میکرد.به لارنس زنگ زدم اما انقدر ترافیک بود که تا برسه سه ساعت گذشته بود.کپلکم انقدر گریه میکرد که بدون نوبت فرستادنمون پیش دکتر.عفونت گوش میانی گرفته و تا سه هفته باید دارو مصرف کنه.دستشون درد نکنه با این طرحهای اجباری!لااقل یکم به بهداشتشم توجه کنن.


دیروز یکی از دوستای لارنس که جنوب  زندگی میکنن, زنگ زد و گفت تهران هستن و  میخوان بیان خونمون.لارنس بهش گفت جاده برفیه و زنجیر چرخ ببند,اما خیلی چیزی نگفت که فکر نکنن ما نمیخوایم که بیان.دیشب ساعت ده شب منتظرشون بودیم.هرچی به گوشیش زنگ هم میزدیم نمیگرفت.ساعت سه شب بالاخره تونستیم زنگ بزنیم و گفتن تو راه گیر کردن و شب رو تو اقامتگاه میمونن.امروز هم جاده باز نشد و همچنان اونجا موندن.جالبه هنوز اصرار داره بیاد.به شدت هم مریضن!!!اینو شنیدم حسابی قاطی کردم.چطور یه آدم  میتونه انقدر بی فکر باشه که با اون حالش بیاد خونه ی کسی که بچه ی کوچیک داره,کوتاه هم نمیاد.


***فیلم رگ خواب رو دیدم.عالی بود.دقیقا از وسط فیلم شروع کردم به گریه کردن,آخرش  دیگه نفسم بالا نمیومد.لارنس که   میخواست برام آب قند بیاره.حالا دیگه چقدر تو دلم به اجمعین جماعت ذکور بد و بیراه گفتم بماندحلالم کنید!



***هیچوقت دو مورد خوشحالی مردم رو درک نکردم,یکی خوشحالی بابت خوردن موز(این خوشحالی مال اونموقعها بود که کوچولو بودیم و موز گرون بود)یکی دیگه ش هم خوشحالی بابت اومدن برف و گوله برفی بهم پرت کردن(فکر کردن بهش هم باعث میشه بلرزم)


***یکی دو هفته پیش کسی برام پیغام گذاشتن بابت یه جریانی که مدتی ازش گذشته بود.به گمونم آقا باشن.حالا چرا انقدر مخفی و ناشناس؟؟؟!!!

نظرات (10)
سلام ترانه جان خوبی انگار بهتری عزیز
پارسال از مهد دخترم به خاطر همین سنجش متوجه عفونت گوشش شدن که هیچ علامتی نداشت اما کم کم داست به پرده گوشش فشار میاورد بردمس دکتر اول دارو و بعد گفت حتما عمل من تا به سال و نیم مقاومت کردم و گفتم نه عمل نه اما بالاخره رضایت دادم و از نتیجه اش خیلی راضیم یه عمل کوچیک با نتیجه خوب ... حالا انشالله شما با همون دارو خوب شین ....ولی اینارو محض اطلاع گفتم ...
ازون مهمونای گیر هم متنفرم ....
رگ خوابو منم دیدم و حالمون شبیه هم ولی بیشتر از مردها از خودم متنفر سدم که چقدر وابسته و انگلی زندگی میکنم .... خدا فرجی کنه یکم وابستگیم کم شه ....
دوست خوبم:
سلام گلم.پس چه خوب که طرحش رو گذاشتن و متوجه شدی.پسرمم خوب شده خدا رو شکر.
بنده های خدا مهمونامون برف ندیده بودن,فکر میکردن پنبه خوش و خرم و بهاری از آسمون میاد پایین

کلا ما زنها اعتیاد به جنس مرد داریم,فقط وقتی میتونم از لحاظ روحی از مردی ببریم که رابطمون رو با یکی دیگه شروع کنیم
ترانه بانو نمیدونم چرا بی دلیل دوست دارم شما رو مادر صدا بزنم حتی نمیدونم چند سالتونه .....یک دختر ۲۵ساله که خودش مامان خیلی خوبی داره اما دوست داره ترانه بانو هم مامان دومش باشه اجازه میدین؟
دوست خوبم:
عزیزمممم.خدا مامانت رو حفظ کنه عزیزکم.اتفاقا منم عاشق دختر داشتنم گلم
سلام
رسیدن بخیر باشه ترانه بانوی عزیز
امیدوارم حالتون بهتر شده باشه
متاسفانه اینطور آدم بی فکر زیاد هست
سری قبل که میخواستم برم مسافرت یکی از بستگان اومد خونمون و بعد از دیده بوسی ما تازه فهمیدیم که بشدت بیماره و آنفولانزا گرفته ، من هم چند روز بعد یعنی درست وسط مسافرتم بشدت بیمار شدم و مجبور به هزینه ی کلان در خارج در کشور و استراحت چند روزه شدم .
فیلم " رگ خواب " رو ندیدم چون مدتیه که سعی میکنم کمتر فیلمای داخلی رو نگاه کنم
باور کنین بعضی از اونها بشدت با خودشون بدبینی و سیاه نگری رو همراه دارن
راستی ... من از همون دسته ای هستم که همیشه با دیدن موز خوشحال میشه چه زمانی که کمیاب و گرونه بود چه الان که از جزو ارزونترینهاست
میدونستین توی یکی از کشورها با آب پز کردن موز ، کوبیدنش و قراردادن گوشت و پنیر در وسط اون و سرخ کردنش غذای خوشمزه ای تهیه میکنن ؟
امتحان کنین لطفا
دوست خوبم:
سلام ممنون.اما من که جایی نرفتم
ای بابا مریضی تو مسافرت که دیگه خیلی ستمه.
در مورد فیلمهای ایرانی حق با توئه .خیلی سیاهی نشون داده میشه اما مشابه اینجور سواستفاده ها رو بین دوستام دیدم,خیلی دور از واقعیت نبود.

من تو عمرم نتونستم یه گاز هم به موز بزنم.سعی کردما اما از گلوم پائین نمیره.از اون نرمیش و له شدگیش نمیدونم چرا بدم میاد.فقط در حالت شیر موز کم و بیش میتونم بخورم .اونم کلا چیزی نیست که دوسش داشته باشم.
راست میگی ترانه جون تقصیر خودمونه که با واقعیات زندگی و ازدواج اشنامون نمیکنن و هیچ اموزشی نمیبینیم و فکر میکنیم یکی میاد و تا اخر عمر با خوبی و خوشی در کنارش خوشبخت میشیم.
اشتباه نشه عزیزم وقتی گفتم این حسها اشناست منظورم این نبود که همچین تجربه ای دارم همسر خوبی دارم و همدیگه رو دوست داریم منظورم دیدن نمونه های زیادی تو اطرافمونه و او حس کم شدن شور و حال اوایل ازدواجه که ما خانومارو زود افسرده میکنه که اره دیگه دوسم نداره و... به هر حال امیدوارم بتونیم با اموزش درست بچه هامون حداقل نسل بعد رو با واقعیات ازدواج اشنا کنیم.
دوست خوبم:
خیلیهامون مثل تو هستیم عزیزم.زیادی با داستانهای سیندرلا بزرگ شدیم.خدا رو شکر همسر خوبی داری
چند روز پیش این فیلم رو دیدم و تا سه روز همه فکرم مشغول فیلم بود , منم مثل تو خیلی گریه کردم نه فقط برای شخصیت فیلم برای حس زنانه خودم چقد بعضی جاهاش آشنا بود حالا با شدت کمتر . فکر میکنم این سرد شدنا برای همه زنها ملموسه وقتی چند سال یا حتی چند ماه بعد ازدواج دیگه هیچوقت نمیتونی اون شور عشق رو تو چشاش ببینی وقتی سرت داد میزنه وقتی ... خیلی حرفت درسته یه زن که عاشق میشه همه ی احساسشو میزاره وسط وقتی عشقش دیگه خریدارش نیست یهو خالی میشه و واقعا دیگه زن نیست.
خیلی فیلم دردناکی بود چون یه درد واقعی رو به تصویر کشید و لیلا حاتمی چ استادانه اونو نشون داد، با اون اقایونه محترمی که خودشونو گربه و زن رو گوشت مثال زدن واقعا متاسفم این توهین به شعور خودتونه اول
به نظرم زن بودن دردناکترین چیز دنیاست
دوست خوبم:
آخی دوست نداشتم برای هیچ زنی آشنا باشه حسش.نگار عزیز یه کوچولو تقصیر خودمون هم هستا.زیادی با خیالبافی و رویا ازدواج میکنیم.با یه نسیم هم بهم میریزیم.گاهی یادمون میره طرف مقابل هم یه آدمه در کنار همه ی کاستیهاش.بت میسازیم و سریع خرابش میکنیم.پدر و مادرهامون زیادی نذاشتن تو دلمون آب تکون بخوره.قوی بزرگ نشدیم.
من با همه ی این مشکلات بر خلاف تو به نظرم زن بودن زیباترین قسمت دنیاست.
وقتی طرفت بی وجدان باشه زندگی باهاش عواقب داره حالا چه ازدواج رسمی باشه چه غیر رسمی . البته رسمی که مزیت چندانی هم نداره فقط پروسه جدایی رو طولانی تر و فرسایشی تر میکنه.
نفقه یا مهریه ماهی صد تومن و دویست تومنم که تعهد نیس بیشتر فحشه!
دوست خوبم:
باهات کاملا موافقم عزیزم.مرد بی شرف تو هر نقشی بی شرفه.اسمش دوست پسر باشه,شوهر صیغه ای باشه یا شوهر دائمش
خیلی خوشحال شدم که دوره بحرانی رو پشت سر گذاشتید والان حس بهتری دارید ...
دوست خوبم:
مرسی عزیز دلم
سلام. انسان باید احساسش رو در یک مسیر درست بریزه، حالا اگر تمام احساساتش رو در یک مسیر غلط بریزه، خودشه که داره به خودش صدمه میزنه.

اما مردهای دارای وجدان و شرف و معرفت و مردونگی، بعیده که تن به روابط نامشروع بزنن، و معمولاً همونایی هستن که خانومها میگن "اگه کاری نمی کنن، از بی عرضگیشونه." زنها خودشون از مردهای زبل خوششون میاد، خب مرد زبل هم گرگ بارون دیده است دیگه! گرگ هم که اسمش روشه!
دوست خوبم:
قضاوتتون در مورد خانوم جماعت صد در صد اشتباه هست.هیچ زنی به هیچ مرد با شرف و با غیرت و با وجدانی نمیگه بی عرضه.مرد دغل و زنباره به شدت منفور همه ی خانومهاست.

روابط نامشروع و مشروع رو متوجه نشدم!!!ایشالا منظورتون این نیست که با یه خط موقت خوندن اسمش رو شرعی کنید و ادامه ش.

با کامنت ستاره جان صد در صد موافقم
من دقیقاً ۸ روزه سمت خونه بابام نیومدم و اونام نذاشتم بیان ک ی وخ نگیرن از ما ! مراعات خوب چیزیه بخدا !!!


منم هیچوقت شادی مردم از اومدن تابستونو درک نکردم
عشق است برف و سرما و گوله برفی
دوست خوبم:
مهمونام اومدن.وقت سر خاروندن هم ندارم.حالا ایشالا به خیر میگذره.

واسه تابستون فقط یه سری مردم خوشحالن .اونایی که با درس و مدرسه و دانشگاه سر کار دارن,خوشحالی بابت اومدن بهارهستش خانوم
سلام. مسافران در راه مانده و فیلم رگ خواب! جالبه! برعکس شما، من معتقدم که توی اون فیلم مقصر خود دختره است (یعنی شخص مقصرتر یا مقصر اصلی) نمیشه گوشتو بدی دست گربه بعد بگی نخور! دخترا باید خودشون عقلشون برسه که تریپ رابطه بی ازدواج و زیر یک سقف رفتن بدون تعهد عاقلانه نیست، وگرنه پسره که از خداشه بدون نفقه و مهریه و مسئولیت با یکی دیگه باشه.

البته این فیلم فقط عواقب دنیوی این کارو نشون میده که جلوی عواقب اخرویش هیچی نیست. اونو ببینی چقدر گریه میکنی؟
دوست خوبم:
سلام.
فقط به خاطر بلاهایی که سر دختره اومده گریه نکردم.باید خانوم باشید تا درک کنید.زنها برای احساساتشون از همه ی وجودشون مایه میذارن,اینکه یکی میاد و عاشق میشی و همه چی قشنگتر میشه,اما بعدش دقیقا تمام مشکلات شروع میشه!!!تا طرف تمام حس یه زن رو داغون نکنه و لهش نکنه و به زن جماعت ثابت نکنه عشق و دوست داشتن دیگه چه کشکیه, دست بردار نیست.زن وقتی به این نقطه برسه دیگه زن نیست!

با این طرز تفکر بعضی آقایون مشکل دارم,یعنی چون موردی برای سواستفاده هست باید سو استفاده کنند؟؟؟پس وجدان و شرف و معرفت و مردونگی کجاست؟؟؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد