X
تبلیغات
زولا

یادداشت صد و سی و پنجم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1396 در ساعت 11:06

عکس حذف شد


(کیک هویج و گردو.گفته بودم حوصله ی تزئین و بند و بساطش رو ندارماما خیلی خیلی خوشمزه است.جاتون خالی.فقط چرا عکسه اینجوری ثبت شد؟؟؟؟اون کنده کاریها هم کار موش کوچولوی خونمونه که میومد میگفت مامان هِیکککک و یه تیکه می کند و در میرفت)


جمعه بعد ظهر رفتیم قصر بازی.من خیلی اونجا رو دوست ندارم,پر از وسایل اعصاب خورد کن و پر سرو صداست,اما بچه ها

 عاشقشن.طفلی محسن رو دیوانه کردن,انقدر اینور اونور دوئیدن و همه جا رو امتحان کردن.سارنگ خیلی کله شقه,حرف,حرف خودشه.با اون قد و قواره ی نیم وجبی ده بار از پله برقی رفت بالا و اومد پایین(محسن کنارش البته)فکر میکرد جز وسائل بازیه.فندقی رفت رو یه وسیله ی مربوط به بزرگترها وباعث شد مسئولش بنده ی خدا توبیخ بگیره.


شامش هم رفتیم شورکولی.غذاشون رو خیلی دوست دارم.اگه رشت اومدید,حتما برید.کبابهاش بد نیست,اما خورشتهای محلیش عالیه.مخصوصا اناربیج و قیمه ماسوله و لونگی رو حتما امتحان کنید.


آها دعوای سالروز عقدمون یادم رفت!شماها هم سالگردهای مناسبتهاتون رو با جنگ و دعوا واسه خودتون خاطره انگیز میکنید یا فقط من و لارنس اینجوری منحصر به فردیم؟؟؟


چون ظهر جمعه خواهرم میرفت خونه ی دوستش مهمونی,ما هم دیگه خونه ی خودمون موندیم.کیک مورد علاقه ی لارنس یعنی هویج و گردو رو درست کردم که شب خونه ی مامان اینا دور هم بخوریم.موقع درست کردنش دیدم همزنم درست کار نمیکنه و خراب شده.اومدم به لارنس گفتم همزنم خراب شد(در ادامه میخواستم بگم خدا کنه دستی هم زدم,کیکم خراب نشه)برگشت یه چیزی گفت که نهایت منظورش این بود من باز یه وسیله ای رو خراب کردم نمیدونم چرا این توهم تو ذهن لارنس ثبت شده که من وسیله خوب نگه نمیدارم!!! شاید یکم گیج بزنم و یادم بره وسیله ای رو کجا جا به جا کردم,اما گم نمیکنم یا خراب نمیکنم.خیلی چیزها رو از 6_7سالگیم هنوز دارم.حافظه ی بلند مدتم هم خیلی قویه.


روز قبلش هم گلس گوشیش شکسته بود که اومد ازم پرسید تو شکستی؟(لج اونم داشتم اساسی.دسته گل خودش رو میبنده به من)خلاصه بحثمون شد و منم یه نمه تند رفتم اما متاسفانه یه کم بعد این خروس بی محل (وجدانم)دردش گرفت  و  مجبورم کرد برم منت کشیالبته یکم بعد دوباره از دستش ناراحت شدم,چون دیدم عین خیالش نیست سالگرد عقدمونه و یه حرکتی بزنه و حداقل سعی کنه اون شب باهم باشیم(سعید زنگ زد و گفت نمیاد)منم قاطی کردم دوباره(انقدر بدم میاد چون من هیچی نمیگم,توهم میزنه  بیخیالش شدم.خوب یه وقتایی منتظرم ببینم اگه نگم,اون چی کار میکنه که الحمدالله همیشه و بدون استثنا,تو این مورد رو سفیدم کرده).برای اینکه دل منو به دست بیاره گفت قصر بازی رو نمیاد اما ساعت 8 خودش رو بهمون میرسونه.


_اینا رو نصفه ش رو چند شب پیش نوشتم و نصفش رو الان.بقیه رو فردا تعریف میکنم.خوابم میاد


***از دلخوشیهای این روزای من جوجه کوچولومه که میاد تو بغلم میخوابه و میگه مامان هصه ی هرگووو(قصه ی خرگوش باهوش منظورشه)و بعد شنیدنش میگه دوووبالههه(دوباره)






نظرات (9)
من یبار کیک هویج خوردم
بی نهایت خوشمزه هستش
من کیک کدو هم خیلی دوس دارم
منظورم کاکای شمالی ها نیستا
کیکی هست که با کدو و گردو و مربا درست میکنن
اونم خیلی عالیه
آفرین به شما که برای بچه قصه های قشنگ تعریف میکنین
ما بچه بودیم برامون از آقا شیره و آقا غوله داستان میگفتن ما خدا شاهده از ترس بیهوش میشدیم اصلن
دوست خوبم:
کیک کدو درست نکردم خیلی دلم میخواد درست کنم.کدو در مرحله ی کاکا تموم میشه دیگه.
اتفاقا سامین از همون داستانهای ترسناک دلش میخواد,خودم میترسم نمیگم
من روزای تولدم رو خاطره میکنم :)))

ای جووونم جوجه
دستور پخت رو هم بده دیگه
دوست خوبم:
آفرین به تو

حتما
خونه ما هر چیزی گم بشه شوهرم میگه تقصیر تو بوده
البته من یوقتایی میام یه چیزایی رو مثلا قائم کنم ولی دیگه پیداش نمی کنما در این حد
دیگه این شده حربه دست خانواده ومیندازن گردن من
دوست خوبم:
خخخخه.منم عین تو.کلا گیجم
آره نامردا خرابکاریه خودشون رو هم میندازن گردن آدم
تبریک مجدد ترانه جان
کیکتون هم بسیار زیباست وهوس انگیز
نوش جونتون
خوشیهاتون مستدام
دوست خوبم:
مرسی عزیزم.همینطور واسه شما
سلام منم این کیک روخیلی دوست دارم.ولی بچه هام نه.نوش جانتان
دوست خوبم:
سلام.چرا.خیلی خوشمزه است.البته منم کیک محبوبم شکلاتیه ها.به خاطر لارنس هویج درست میکنم.مرسی
کیک چه خوشگله دستورشو برامون بذار لطفا...اجباری نیستش عزیزم اگه وقت کردی.
سالگرد ازدواجتون هم مبارک.سالهای سال در کنار هم انشالله...

کم پیدایی.خواهری اومده حسابی سرگرم شدی.
شوهر رومانتیک از تو لپ لپ رو خوب اومدی....
دوست خوبم:
مرسی عزیزم.آره واقعا همش مهمونی هستیم یا مهمون میاد و درگیریم.
وقت کردم حتما دستورش رو میذارم گلم
ترانه عزیزم خوبی؟
دمه دامادتون گرم,ادم حوصله بچه خودشو گاهی نداره چه برسه....
عزیز دلم نگران نباش تو تنها نیستی, یعنی مناسبتی نداشتیم که دعوامون نشه!,اصلا مگه غیر از اینم داریم!!!!
وای توام دوباره گویی هارو داری؟؟؟؟ یعنی انقدر یه کتاب یا شعرو تکرار میکنم, اصلا از این که با شعر و داستان اشناش کردم پشیمون میشم!!!
دوست خوبم:
قربونت عزیزم.خوبم ممنون.

خودشون بچه ندارن آخهاما خداییش حوصله ش خوبه.
اوفففف پس این شوهرهای رمانتیک سرشار از سورپرایز از تو لپ لپ در میان؟؟؟؟
سلام عزیزم
سالگرد عقدتون مبارک
کیکم عالی شده، ساده و شیک
خدا جوجه کوچولوتو حفظ کنه الهی
دوست خوبم:
سلام گلم.مرسی
عزیزای تو هم زنده باشن
سلام قربون جوجو بشم ببوسش از طرف من .
عزیزم ما هم دعوا داریم البته فکر کنم این توهم مردهاست که زنها رو خرابکار میدونن دوست دارن یه وسیله ۹۰ سال عمر کنه . سالگردارو هم نگو که با این همه خون و خونریزی که بپا شده فقط تولدمه یادش میمونه ....دو سه روز دیگه تولدشه شیطونه میگه تلافی کن
دوست خوبم:
سلام مهربون.خدا نکنه.مرسی
حالا خودشون اصل جنس خرابنا
نه تلافی نکن.گناه دارن.تولدشون هم مبارک
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد