X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

یادداشت صد و سی و یکم  چاپ

تاریخ : شنبه 18 آذر 1396 در ساعت 11:42

جمعه عروسیه برادر خانوم سعید بود.الحمدالله لباسم بالاخره لحظه ی آخر حاضر شد.پنجشنبه تا ساعت یک و نیم شب خونه ی خیاط نشستم,طفلی لارنس و بچه ها هم تو ماشین پشت در!دیگه گفتم بمونه فردا.باز هم روز جمعه تموم نشده بود و یه یکساعتی معطل شدم.بیچاره خانوم خیاط میگفت برام دعا کن لباس مشتریها رو برسونم.


خواهرکوچیکم قراربود آرایشم کنه.الهی بمیرم براش,بهش میگم کارت خوبه,فقط اخلاقت هم یکم درست کنی,خودم واسه بیزنست واست تبلیغ میکنم.


طفلی لارنس تمام روز جمعه بچه ها رو نگه داشت.کلا تو مهمونیها آماده کردن بچه هابا لارنسه.خسته ش کرده بودن.ساعت 7 هم حاضر شدیم.میخواستیم آتلیه بریم که خواهرشوهرم زنگ زد و گفت دنبال اونها هم بریم.بیخیال آتلیه شدیم.


ببخشیدا ببخشیدا اما تف تو روح اول و آخر هرکس که میاد عروسیهای ما رو جدا میکنه.آخه بگو به شما چه!!!والا ظلمی که اینا در حق اسلام و نابودیش کردن,به خدا رضا خان نکرده.هرکس میخواد جدا بگیره و اعتقادش اینه,خوب میگیره دیگه.کاسه ی داغتر از آش شدن شماها یعنی چی!!!من یکی که بهشتی که اینا باشن پام رو نمیذارم!!!عروسیه ملت رو کوفت میکنن براشون.والا بلا,شمالیها همیشه از همون دوران خیلی قدیم عروسیشون مختلط بود.ماها فرهنگمون همینه!


خنده دارش اینه که موزیک وخواننده و فیلمبردار و فامیلهای درجه یک و پیرمردها طرف خانومها هستن.از اون خنده دار تر,دربون تالاره که اونم آقاست و طرف خانومهاست و نمیذاره مردهای دیگه بیان تو(این یکی رو خودم شخصا دلم میخواست خفه کنم,مردک هیز)از  بعد شام هم که مختلط میشه,دیگه این بازی راه انداختن یعنی چی آخه!فقط میخوان بیان عروسی رو خراب کنن و آخرش یه باجی برای مختلط کردن از داماد بگیرن و شامشون رو هم بخورن و تشریفشون روببرن(یکی دو نفر از اماکن میان میشینن تو عروسیها)


بچه ها پدر مارو در آوردن هی رفتن طرف باباشون,هی خواستن برگردن پیش من!!!کلا عروسی کوفتمون شد.



امروز هم که دردانه خواهرم میاد ایران.از سه شنبه هم میاد پیش ما.منم دوباره به دوران خوش عاطل و باطلیه خونه ی بابام برمیگردم و از صبح تا شب اونورمطفلی مامانم

نظرات (9)
هورااااا
دیدمت خانوم خانوما.
سارنگ رو ندیدیم هنوز .
وای اومدن خواهرجونتم مبارک.
دوست خوبم:
معلومم؟؟خیلی نامحسوس عکس گذاشتما
اونم میذارم.جو که گرفته منو
مرسییی
چه خوشگلی شما
دوست خوبم:
خوشگلی از چشماته
پروفایلوووووو ببین به به چ زیبا چ ناناز
سلامت باشی دختر پر انرژی

موافقم با حرفت با اینکه خودم عروسیمو جدا گرفتم و محجبه هستم اما والا بلا هرکیو تو قبر خودش میزارن . منم عروسی مختلط میرم ب سبک محجبه طوری عروسی حدا هم لخت و فلان میرم و ب اعتقادات هردوطرف احترام،میزارم .
چی بگم والا ، بدبختمون کردن ...
بگذریم حرص میخورم.

اقااااا عکس سوغاتیاتو بزاریا چشتم رووووشن خوش بگذره حسابی این روزا
دوست خوبم:
قربونت برم عزیز دلمتو هم سلامت باشی.
به خدا هر کار کردن نتیجه ی عکس داده.فوج فوج ملت دارن از اسلام خارج میشن فقط به خاطر افراط گریهای اینها.مردم رو زده کردن از دین.
حتما میذارم.فعلا که خواهرم طفلکی اسیرشد تو مملکت غریب.هواپیما مشکل داشت حرکت نکردن
به به خاانم خانمااااا
چه خشگلی شما....
دوست خوبم:
چشات خوشگل میبینه
میشه عکس لباستو بذاری
دوست خوبم:
بعله میذارم مدلش رو
این لباسه فقط,برات استرس داشت!!!
من هیچ وقت لباس ندوختم,همیشه انقدر دیر حاضر میکنن؟ سخته که
جووووونم پروفایل
دوست خوبم:
زیاد آماده نمیخرم.اما خوب دوختن استرس هم داره.
نه این روزها عروسی زیاده ماشالا.سرش شلوغ بود.
عروسی به به
به سلامتی
بهت خیلی خوش بگذره با خانواده
دوست خوبم:
مرسی عزیزم.ایشالا عروسیه خودت.
مهربونم
زودی بیا,بیصبرانه منتظرم!
خواهرت اومده دیگه مارو تحویل نمیگیری
دوست خوبم:
خواهرم هنوز نیومدهمینویسم.گوشی جدید گرفتم کار باهاش برام سخته فعلا
با تیتری که زدی یاد فیلمهای جدید که درآینده پخش میشن افتادم
دوست خوبم:
حالا چیز خاصی هم نیست
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد