X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

یادداشت صد و بیست و چهارم  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 25 آبان 1396 در ساعت 15:36

شنبه جلسه ی دور همیه کتابخونیمون بود.این ماه نوبت رمان هستش و به پیشنهاد رهای عزیز,دختری در قطار انتخاب شد.هنوز نخریدم.قراره انتشارات کوله پشتی رو هممون بخونیم.دیروز رفتم و پیداش نکردم.


هر ماه یه کافه انتخاب میکنیم واسه دورهمیمون.نمیدونم عماد قویدل رو میشناسید یا نه(یکی دو تا کیلیپش تو پی ام سی پخش شده)کافه ی اون رفته بودیم.شب تو گروه تلگرام,یکی از بچه ها گفت عماد از ما فیلم گرفته و گذاشته تو پیجش.منم نمیدونم چرا اخلاقیات لارنس یادم رفته بود,رفتم فیلم رو با ذوق  براش فوروارد کردمیعنی جوش آورده بود.میگفت به چه حقی از شما فیلم گرفته!!!

تازه اونموقع با بچه ها به صرافت  افتادیم که راست میگه,این چرا از ما اجازه نگرفت!!!شانس من,نه اینکه شوهرم رو این چیزا خیلی ریلکسه,از ما چند نفر فقط من رو به روش نشسته بودم و صورتم کاملا معلومهخوشبختانه تو گیرهاش هیچوقت منو محکوم نمیکنه.تحمل همچین مردی رو نداشتم.


چند شب پیش بخاریمون رو پیلوت بود,نصف شب دیدم سرده,اومدم پیچش رو کامل باز کردم بعد دیدم روشن نمیشه,به جای اینکه خاموشش کنم,ترسیدم رفتم لارنس رو بیدار کردم.تا لارنس بهش برسه,بخاری با یه بامبببب روشن شدشعله هاش تا بالای بخاری رسیده بود.خدا رحم کرد.آخه زن هم انقدر ترسو


من از سبزی پاک کردن متنفرم.از اینکه دستم به خاکش بخوره چندشم میشه. لارنس چند دسته برگ سیر خریده بود(شمالیها باهاش سیر قلیه و یکی دو تا غذای دیگه درست میکنن)من قیافه م اینجوری شده بودخودم باید میرفتم بیرون و مامان قرار بود بمونه پیش بچه ها.وقتی برگشتم دیدم برام خرد کرده و شسته.بهم میگه خدایی برگ سیر رو گذاشتی همینجوری تا شب لارنس درست کنه,نمیگی خراب میشه؟؟؟!!!جواب دادم افکارم پلیدتر از این حرفها بود.میدونستم بیای ببینی برام درستش میکنی,واسه خاطر تو گذاشتم


دیروز خونه ی مامانم بودم,بهش میگم شب میرم مغازه پیش لارنس,غر میزنه تو میای مارو ببینی یا بری ور دل شوهرت باشی!خوب تو خونه میبینیش که,بشین کنار من دو کلام حرف بزنیمخخخخ چاخان میکنه ها,خودش همش شاکیه من چرا انقدر حرف میزنم.واسه اینکه بچه ها رو هوار نکنم سرش میگهمنکه از رو نمیرم,به هر حال در نقش مادربزرگ بچه ها یه وظیفه ای داره دیگه.نمیتونم اجازه بدم نسبت به وظایفش کوتاهی کنه


سامین پاش خون اومده بود و متوجه نشده بود.دیدم سرامیکها و فرش خونیه.بهش میگم مامان پات زخمی شده.تا چشمش به خون افتاد ضعف کرد,میپرسید مامان  مطمئنی من نمیمیرم!!!(دور از جونش باشه)


***شدیدا در عرض این یکی دو ماهه چاق شدیم,من فکر میکنم چون تو این مدت روغن جامد استفاده کردیم اینجوری شده,به نظرتون درسته؟؟؟

نظرات (13)
چند کیلویی ترانه ؟
انموقع که ۶۵ بودی و به نطرم وزنت خیلی خوب بود
دوست خوبم:
چاقتر شدم و اعصابم خورده.فعلا امروز که میرم دکترم
وای ترانه این روغن جامد خیلی بده ، حالا خودتو شوهرت عیبی نداره ؛ ولی واسه پسرها سعی کن از کره یا روغن زیتون و کنجد استفاده کنی....
بله که بی تاثیر نیست.....

واینکه همسرت حق داشته ناراحت بشه ، باز خیلی خوب رفتار کرده ...
همسر من که به شدت حساسه رو این چیزها
دوست خوبم:
فرانک نا امید شدم.دوباره دارم میرم دکتر واسه رژیم.اعصابم خورده.
حق که داشت,منم حق رو بهش دادم که آروم شد
من عاشق سیر قلیه هستم
کلن من عاشق همه ی غذاهامون هستم بس که خوشمزه ان ترشه تره ، میرزا قاسمی ، فسنجون و ماهی فیویج و ...
ترانه بانو ؟ شما رفتی کافی شاپ عماد قویدل ؟
بعد خودشم بوده و فیلم گرفته و همسرتون ناراحت شده ؟
من آرزو دارم این خواننده دوس داشتنی رو از نردیک ببینم
به نظر من یکی از بهترین رپرای ایرانه
آهنگ " کنسرت جنگل " اش رو خیلی دوس دارم
آدرس کافی شاپش رو بدین منم برم
من کافی شاپ دوست
دوست خوبم:
چه عجب پسر خوب!کجا هستی تو؟
آره رفتم.خودش هم بود.بعله فیلم هم گرفت بی تربیت
منم آهنگهاش رو دوست دارم.کافی شاپ کاست.تو اینستا هم پیج داره.آدرسش پارک محتشم,روبه روی چرخ و فلک شهربازی.
سر راسته
حالا ک اینطور شد ازین ب بعد هفته ای 1 پست آشپزی بزار غذای شمالی یادمون بده

دوستای صمیمی و خانوادگی بابا اینا مال گیلانن
لنگرود و آستانه و رودسر هستن ، وقتی دعوت میکنن خونشون ماها حسااااابی رژیم میشکنیم

حالا شما قبول زحمت کن غذا یادمون بده
تشکر
دوست خوبم:
هرچی خواستی بگو اگه بلد بودم خودم, یادت میدم.فقط مشکل سبزیهای محلی اینجاست که من جایگزینش رو نمیدونم.اما وبلاگ لذت آشپزی با هانی شف خیلی خوب غذاهای گیلانی رو یاد میده.دقیق دقیقه
عزیزم عذاب وجدان چرا
راحت باش
انار بیجو اگه میشه دستورشو برام بفرست
میدونم تو اینتونت هست ولی روش پخت خودتونو بیزحمت بگو هر وقت که حالشو داشتین
دوست خوبم:
باشه عزیزم.به ستاره هم گفتم,وبلاگ لذت آشپزی با هانی شف خیلی دقیق توضیح میده.
اناربیج شبیه فسنجونه.فقط نسب سبزی به گردو تقریبا دوبرابره.یعنی اگه نصف پیمونه گردو داریم,یک پیمونه سبزی(تره.جعفری.نعناع,گیشینیز.کمی چوچاخ و خالواش)احتیاج داریم.
گردو رو مثل فسنجون بار میذاریم و دو سه ساعت میذاریم بپزه تا به روغن بیوفته.رب انار و رب آلوچه و اگه ترشیش کم بود یکم آب انار یا آبغوره اضافه میکنیم.
سبزیها رو خرد میکنیم و با شعله ی کم و با یکم روغن سرخش میکنیم و به گردوها اضافه میکنیم.سیصد گرم گوشت چرخ کرده رو با یه پیاز درشت رنده شده و آب گرفته و یکم از سبزیهای معطر(دلبخواهیه)و نمک و فلفل ورز میدیم و قلقلیش میکنیم.(تقریبا یکم کوچیکتر از گردو باشه)قلقلیها رو به غذا اضافه میکنیم و نمک و فلفل و ترشی غذا رو مزه میکنیم و میذاریم خوب جابیوفته
سلام عزیزم ...ای جانمممم جوجه کوچولو انشالله زنده باشه ..
چقدر لوسی خب سبزی پاک کن میگم سیرقلیه میخورین فشارتون پایین نمیاد
خب میکنی نمیذاری مامانت اینا کوتاهی کنن
دوست خوبم:
سلام نفله جونم.کجایی تو آخه.
من اگه لوسم پس تو چی هستی از نصف غذاهای عالم بدت میاد و دست نمیزنی بهش؟؟؟
برگ سیر داره,سیر نیست.نه نمیاد خیالت راحت.
آره بابا.چه معنی میده مادر آدم از دست آدم آسایش داشته باشه
چقدر دوست دارم یبار سیر قلیه رو درست کنم ولی قسمت نمیشه
من عاشق غذاهای شمالی هستم وتو برناممون میرزا قاسمی ونازخاتون وبورانی بادمجون با دلال اکثرا هست
برای مهمانی ها هام باقالی قاتق درست میکنیم کنار باقی غذاها
خوش بحالتون
چقدر دلم ترشی تره میخواد
دوست خوبم:
الهیییی.
اینجوری گفتی که عذاب وجدان گرفتم من.
ماشالله چه خوب هم غذاهای شمالی رو بلدی.اناربیج هم یه بار درست کن.من خیلی دوسش دارم
اب جانم بچه ار الان خووب مرد شده :)) دورازجونش مردا خدانکنه اوف بشن انگار زخم شمشیر خوردن سامینم از الان شروع کرده ماشالا مردونگی رو

خدا پدرومادرتو سلامت حفظ کنه انشاءالله
دوست خوبم:
آرهشدیدا مردونگی به خرج میده بچه م.
مرسی عزیزم.تو هم زنده و سلامت باشی
دلم برات تنگ شده
دوست خوبم:
عزیزممم قربونت برم,دل منم واست یه ذره شده.دارم دیوانه میشم خبرت رو ندارم,اونم این وقتها که باید کنارت باشم
چرا گوشی نداری آخه
سلام خانم پر انرژی
جالبه شمالیا اینقدر سیر میخورن بوشو چکار میکنین
دوست خوبم:
سلام عزیزکم.به خاطر رطوبت بوی سیر اینجا کمتره,یعنی اگه شب بخوریم تا صبح بوش میره.اما برگ سیر اصلا بوی سیر رو نداره ها
ترانه جان از سایت فیدیبو هم میتونی کتاب رو بخوی. قیمتش خیلی مناسبه.
خدا مامان مهربونت رووحفظ کنه.
من برای پختنی ها فقط روغن کنجد استفاده میکنم. روغن جامد غذا رو خیلی خوشمزه میکنه اما ضرر هم داره.
دوست خوبم:
آره.حالا میخوام بگیرم از اونجا.اما کتاب اونجوری بهم زیاد نمیچسبه.
مرسی عزیزم.همینطور عزیزای تو زنده باشن.
دیگه عمرا روغن جامد استفاده کنم
خدا حفظ کنه مادر مهربونتو
کمک مادرا نباشه که حال هممون زاره
منم یوقت خونه مادرم با خواهرام برنامه خرید وبیرون میزاشتیم صدای مادر بلند در میومد که ای بابا دور هم باشیم
خریواتونو خونه خودتون بکنید
من بچه هام‌ که کوچیک بودن تمام کارا وخریدام و حتی دکترهم اونجا‌میرفتم هم خیالم بابت بچه ها راحت بود‌هم شام ونهار
دوست خوبم:
فدای تو مهربون.همینطور عزیزای تو زنده باشن.
من همیشه میگم دختر دارها یه بار دخترشون رو بزرگ میکنن,یه بار بچه های دخترشون رو.طفلیها.خدا همه ی پدر و مادرها رو حفظ کنه
ترانه خدا مامانت را برات حفظ کنه چقدر لذت بخش اینقدر کمکت میکنن
خدا نکنه دور از جون پسرت منم که بزرگم از خون وحشت دارم
سیر قلیه خیلی خوشمزه س من عاشقشم
به جای روغن جامد روغن کنجد بگیر هیچ بؤ و مزه بدی هم نمیده ضررش خیلی کمتره
دوست خوبم:
سلام عزیزم.مرسی قربونت برم.تو خودت هم نمونه ی یکی از همون مامانهای گل و مهربونی.
چه بامزه تو حتی سیرقلیه رو هم میشناسی!!!شهرهای دیگه کمتر دیدم آشنا باشن باهاش.خودم خیلی دوسش ندارم.
تعریف روغن کنجد رو خیلی شنیدم.باید بگیرم.مرسی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد