X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

یادداشت صد و دهم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1396 در ساعت 11:22

ژینا دوست دختر شادمهر یادتونه؟؟همون دختر خوشگله که تو فیلم تولد شادمهر بود,دیروز پیجش رو تو اینستا  پیدا کردم.کلی نوستالژی برام زنده شد.یه پسرِ خوشگل داره و تو پیجش هم پر بود از عکس شادمهر و فیلمهای کنسرتش و ترانه گل من.

آی من گریه کردم,آی من گریه کردم.از اونور همزمان میرفتم پیج شادمهر,میدیدم اون با خانواده ش چقدر خوشه و اصلا یاد این نیست,دوباره اشک میریختم


اصلا نمیدونم من چرا با کسایی که شکست عشقی میخورن و بعد تنها میمونن,انقدر همذات پنداری میکنم.هر کی ندونه فکر میکنه لارنس چند بار منو قال گذاشته


یادش بخیر,اول دبیرستان یکی از بچه ها اومد به دوستش گفت که شادمهر پسردایی مادرشه و فردا با مامانش میخواد بیاد خونشون,دهن به دهن کل مدرسه پیچید و یهو دویست تا دختر,کشیک اون بیچاره رو میدادیم که باهاش بریم در خونشونمدیر فکر کرده بود تو مدرسه شورش شده.آخرش دختره ی لعنتی ما رو پیچوند,نشد ابراز احساسات کنیم.


خداییش الان خنده م میگیره,چه کارا که نمیکردیم!پرسپولیس میومد رشت,کل مدرسه جلوی هتل کادوس یا هتل پردیس وایساده بودیماونم واسه کی؟؟؟؟عبدالله ویسیچه ذوقی هم میکردیم از سپاهان اومده پرسپولیس.انگار به ما هم چیزی میرسید از قراردادش.چند وقت پیش عکسش رو دیدم,مردم از خنده.باورم نمیشه انقدر بی سلیقه بودمالان نگاه میکنم میبینم بهتر بود استقلالی میشدم(بابت مجیدی)حداقل اینجوری شرمنده ی نوجوونیهام نمیشدمدیگه در مورد نامه هایی که با همکاری هم براشون مینوشتیم صحبت نمیکنم,فکر کن چقدر دستمون مینداختن و بابتش میخندیدن بهمون


کلا از وقتی یادم میاد, شخصیت عاشق پیشه ای داشتم.چند وقت پیش داشتم با بچه ها تو گروه  در مورد یه پسری حرف میزدم که تو دوازده سالگی دوسش داشتم و ناشناس یه مدت بهش زنگ میزدم (که بعدش لو رفتم و چه گندی هم خورد و آبروریزی ای شد)نازلی برگشت گفت:تو از دوازده سالگی تو فکر پسرها و شوهر کردن بودی؟؟؟همینه که الان ننه ی دو تا بچه ای!لعنتی من تو اون سن با پسرها تو کوچه فوتبال بازی میکردم.جواب دادم خوب راستش, دقیق  بخوام بگم, همین شخص مورد نظر رو از 7 سالگی دوست داشتم و از 7 سالگی تا 14 سالگی ,هرشب بدون استثنا,دعا میکردم بهش برسم


***زنداییم دیشب زنگ زد و گفت دختر داییم نزدیک خونه ی ما کار داره و ناهار میاد خونه ی من میمونه.منم خوشحال شدم,اما مامانم ناراحت شدخونه ی من و مامان نزدیکه و شاکی بود پس چرا پیش اون نرفته!!!گفتم مامان بیخیال حالا یه دفعه خواست پیش من باشه.

پونزده سال کوچیکتر از منه.از روزی که دنیا اومد,تا روزی که سامین من دنیا اومد بدون استثنا,واسه خرید لباسهاش من باهاش میرفتم.داییم پول بهم میداد تا با سلیقه ی خودم براش لباس بخرم.تا وقتی بچه بود,به هر کی میرسید میگفت ترانه لباسهای منو میخره,خودم دیدم از تو کیف خودش پول درمیاره و برام میخرهطفلی داییم.

میخواد بره دماغش رو عمل کنه و امروز رادیولوژی و عکاسی کار داشت.باورم نمیشه انقدر بزرگ شده.انگار همین دیروز بود,لارنس منو میرسوند دو تا کوچه بالاتر از خونه ی داییم و موقع برگشتنم هم میومد دنبالم.الان دخترداییم هم داشت میرفت با یکی هماهنگ کرد و رفتپیرشدیم رفتتتت.


***دیروز تو مدرسه ی زهرا (آدمها شبیه وبلاگشان نیستند)جشن صبحانه ی وحدت بود.تمام بچه های مدرسه,صبحونه های تزئین شده و خوشگل آورده بود واسه دور هم خوردن,فقط یه دختر بچه دست خالی اومده بود.کنار سفره غمگین نشسته بود.دلم کباب شد واسه اون نگاه شرمنده ش تو دوربین!!!

اعصاب هممون خورد شده بود.طفلی میگفت مامانم پول داده برم بخرم اما گشنم نیست.زهرا میگه نه با بچه ها چیزی خورد و نه اصلا پولی تو دستش دیدیم.

من میگم شاید مادر نداره, مگه میشه یه مادر اینجوری بچه ش رو پیش همکلاسیهاش شرمنده کنه؟؟؟باورم نمیشه.یعنی هیچکس تو اون خونه نبود لااقل دو تا تخم مرغ واسه اون طفل معصوم آب پز کنه!!!


***دوستای عزیزم دوست ندارم تو وبلاگم دلخوری ای پیش بیاد,دنیا رو سخت نگیرین.اگه ناراحتی پیش اومده منو ببخشید

نظرات (13)
ای وای ترانه جون چند روزی اینجا نیامدم از این پست جا موندم با تاخیر در این زمینه که باب طبع ام ست کامنت میذارم . من دوران نوجوانی عاشق سینما و موسیقی بودم ترانه یعنی خیلی درگیرش بودم قابل وصف نیست دبیرستان بود که با خریدن مجله خیلی ذوق میکردم و عکس های مهناز افشار خیلی برام جذاب بود شبیه گوگوش بودکلا من از قیافه گوگوش هم خوشم می اومد تو کنسرت ترکیه دیدمش پیگیر فیلم های افشار شدم و خیلی خاطرات سینمایی مرا رقم زد ااااااما ترانه عزیزم باورت میشه الان هیچ حسی بهش ندارم باورت میشه گاهی حس میکنم چقدر از اون فرناز 15 سال قبل دور شدم چقدر تغییر کردم درباره شادمهر هم خواننده نامبر وان ست بسیار طرفدار داره و ذاتا موسیقی دان قهاری ست براش همیشه احترام قائل بودم استایل و شخصیت هنرمند واقعی رو داره اما حیف که از ایران رفت هیچ وقت علاقه زیاد و افراطی بهش نداشتم اما صداش قشنگه خیلی از حالت ویولن زدنش خوشم میاد فروردین 92 در دبی دیدمش کنسرتش رفته بودم حس خوبی بود اما نمی دونم برای چی یک لحظه فراموش کردم که شادمهر رو سالهاست هنرش رو دنبال کردم تو حال دیگری رفته بودم و بیشتر تو زمان حال سیر میکردم از یک خصلتش بدم میاد خشک و مغروره و حس وطن دوستی نداره آهنگ ای ایران ش الکیه کلا هیچ وقت نداشت حتی اون زمانیکه ایران بود راستش همچین هم نیستن حس و حال اون دوران قشنگی خودشو داره اما حالا نظرم خیلی عوض شده اونا بیشتر از اونچه فکر می کنیم معمولی ن دلگیرم از خودم که چرا فکرهای عجیب و بزرگی درباره ی هنرمندان در گذشته داشتم . کنسرت اکثر خواننده ها رفتم و دیدمشون برام یک چیز اثبات شد اونا از دور قشنگن از دور جذابن اما خیلی از چیزها رو ندارن فقط پول براشون مهمه من تو موسیقی فقط عاشق هایده هستم خیلی دوستش دارم تک تک آهنگ هاش برام لذتبخشه حیف که نیست احساساتش ناب نابه.
دوست خوبم:
منم عاشق گوگوش هستم.خیلی خوشگله.
خاص وخواستنی بودن ستاره ها مال همون دوران نوجوونیه و واسه همون دوره قشنگه.
خیلی اهل موسیقی نیستم,موزیک خیلی خیلی گوش میدم اما ترانه های شاد و در راستای اینکه باهاشون برقصم
فقط استثنائا( که باعث تعجب شوهرم هم میشه وسط شیش و هشت,اینو کجای دلش بذاره) ,موسیقی سنتی خیلی دوست دارم
وااااای خدا منم شادمهر و دوست داشتم زمان دبیرستان و چند تا عکس بزرگ هم داشتم ازش ولی حس و حال اون موقع ها خیلی بامزه بوداااااا
عاشق خودمم که از همون اول استقلالی بودم
کلی خندیدم که گفتی کاش استقلالی بودم بابت مجیدی که حداقل اینجوری شرمنده ی نوجونیهام نمیشدم عالی هستی تو دختر خیلی بامزه و خوب مینویسی
دوست خوبم:
سپیده آخرین نفری که فکر میکردم عکس جمع کنه تو بودی,از بسکه همیشه خانومی
مرسی عزیزم
سلام خوبی عزیزم ؟
من مدتی ک شمارو خاموش میخونم از زمانی ک اینک جون گفتن با شما و زهرا جون گروه دارن سه تاتون دنبال میکنم مدت زیادی نیست البته اما خوب تمام ارشیوهاتون خوندم
زهرا (ادمها شبیه وبلاگشان نیستن)رمزی کردن؟؟
من فکر کردم مثل اونبار دلشون سکوت میخواد
امکان گرفتن رمزشون هست؟چطوری؟
دوست خوبم:
سلام عزیزم.خوش اومدی
زهرا رمزش رو به هیچکس نداده.اگه خبری بشه مینویسه.
ان شاالله که چیز مهمی نباشه
دوست خوبم:
مرسی ممنون عزیزم
سلام عزیزم خوبی از زهرا خبر داری حالش خوبه دیگه به وبش دسترسی نداریم برای قضیه پیامکا خیلی نگرانش بودیم
دوست خوبم:
سلام عزیزم.
حالش خوبه.نگران نباشید.اتفاق جدیدی نیوفتاده
من هیچوقت توی زندگیم فوتبالی نبودم ولی برای عوض شدن جو خونمون با پدرم که پرسپولیسی هست کل کل میکنم وگرنه هیچ کدوم از بازیکنا رو نمیشناسم در حقیقت!
شادمهر رو دوس دارم ولی پسر خالم عاشقشه رسما
این پسر خاله جان دو سال پیش رفت آلمان و از شانس خوبش شادمهر اونجا کنسرت داشت ایشونم کلی از اونجا عکس و فیلم تهیه کرد و برامون فرستاد
من خودم عاشق سیاوش صحنه هستم
خاطرات بی نهایت خوبی باهاش دارم ... هنوزم یکی از بهتریناست به نظرم
دوست خوبم:
راستش منم عشق فوتبالم خلاصه میشد در دیدن مسابقه های ملی و دیدن برنامه نود.
بیشتر شور نوجوونیه دخترانه بود
لعبت اون موقع واقعا خوشکل بود الان زشت شده
بیش از حد لوس بود ...میگم چه شانسی داشته فیلمش تو بغلی دوست پسرش پخش شده هنوزم تو نت هست بعد شوهرش چیزی نمیگه
دوست خوبم:
از اون قیافه با اون دهن هیچی در نمیاد.
جدا شده.خیلی وقته.قبل پیدا کردن پیجش هم میدونستم جدا شده
ای بابا پس فقط من نبودم که عشق و عاشقی رو زود تجربه ش کردم همه از دم تو کار عاشقی بودن ولی من هییییچوقت از آدمهای سرشناس نشده خوشم بیاد و عاشقشون بشم...کیس مناسب نتونستم واسه خودم پیدا کنم و باهاش رویا بسازم
دوست خوبم:
از آدمهای سرشناس منم عاشق نشدم,همون موقعش هم ویسی زن داشت.خودمم نمیدونم چرا برام جالب میومد اما عشق و عاشقی نبود
اتفاقا چندوقت پیش پیجشو دیدمو تعجب کردم ک این شوهرش نمیگه زن ول کن شادمهروووو
چقدم شکسته شده

البته ک هنوز صدای شادمهر رو دوست دارم ولی دیگه ناحور و بد میخونه !

تا سن22-23 سالگی هیچ حسی نسبت ب فوتبالیست و خواننده و بازیگر نداشتم
دبیرستانی بودم ی همکلاسیم فهمیدم عکس گلزار رو زده دیوار اتاقش باهاش قطع رابطه کردم اصلا درک نمیکردم این عاشقیارو


عدالله ویسی رو کجای دلم بزارم
دوست خوبم:
طلاق گرفته.
من تنها عکسهای یکی رو جمع میکردم که گفتنش خیلی خیلی ضایع است.هیچی نگم بهتره
ژینا تو اون فیلم عروسی قشنگ نبود الان بهتر شده .
دوست خوبم:
بابا واسه همون دوره خیلی خوشگل بود.فقط یکم لوس بود
تو سلیقه ت خوب نیستدیگه به لعبت میگفتی خوشگل خودت بدون
یعنی عاشقه صدای شادمهر جانمم...
اکثرا دوران نوجونی این مدل عشقو عاشقیا رو تجربه میکنن،به خصوص به ادمای سرشناس
ولی ترانه جونم تو دیگه نابغه بودی! بابا خیلی زود شروع کردی!!
امیدوارم روزی بیاد هیچ بچه ایی طعم تلخ فقرو نچشه...
دلم گرفت
دوست خوبم:
تقصیر من نبود که,تقصیر مامان و داییم بود که انقدر فیلم هندی میگرفتن من میدیدم,کلا این هندیا مسیر زندگی منو با عشق و عاشقیهاشون خراب کردن
الهی آمین.ولی آخه اونقدر فقیر بودن که نتونستن دو تا تخم مرغ آب پز کنن؟؟سر و وضعش اونقدر بد نبود.هرچی بود,بی توجهی سرپرستش رو نشون میداد
قربونت این دفه رفتی خونه مامانت بپرس دوران طفولیتت دپرس کی میشدی
من تا حالا فک میکردم تو این زمینه رکورد زدم الان دیدم تو از من ......
دوست خوبم:
تو هم دائم العشق بودی؟؟؟
من دپرسی نمیکشیدم ولی,بازی درمیاورد سریع میزدم مورد بعدی
سلام بدسلیقه...
خدایی عاشق ویسی بودی؟؟؟؟
البته ادم بدی نیستا...قیافش یخورده چقره
محیدی و شادمهر رو خیلی دوست دارم...
اینجا ، جا داره بهت بگم باسلیقه....
دوست خوبم:
نه عاشق نبودم,بهش احترام میزاشتم
آره بابا من خوش سلیقه م
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد