یادداشت صد و چهارم  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 در ساعت 18:34

با لارنس بحثمون شد شدیدبه خاطر سامین.خیلی بهش زور میگه,منم طاقتم طاق شد.

بچه ام سه ساله تبلتش رو نگه داشته و ازش مراقبت کرده و هیچ مشکلی هم پیش نیومده بود.منتهی اونهفته که خودش نبود و منم حواسم نبود,سارنگ برش میداره و روش وایمیسته.ال سی دیش میشکنه.الان هم که سامین از باباش میخواد درستش کنه,به بچه میگه چون مراقب وسیله ت نبودی جریمه میشی

میگم یعنی چی آخه!به خاطر کار یکی دیگه این باید جریمه شه,حرفت خیلی زور داره.

درکش نمیکنم,خیلی سر بچه ها دیکتاتور بازی درمیاره.اعصابم رو خورد کرد.



نظرات (8)
اجازه دارم اینجا شعار بدم ؟؟؟؟
هر چقدر هم عصبانی باشی جلوی بگه ها با همسرت مخالفت نکن .
خوب بود؟!
شعار قشنگیه ولی پای عمل ، اگه واقعا عصبانی یا ناراحت شده باشی اصلا یادت نمی مونه که بخوای بهش عمل کنی .
دوست خوبم:
بلاگ اسکای قاطی کرده.من یه بار این کامنت رو جواب داده بودم.دوباره چرا فرستاد
عاخ امان ازین اداهای تربیتی باباها ! مذکر ها !
دوست خوبم:
واقعا !!!فقط ادعا و فقط توقع
احتمالا سالهای بعد میشه حکومت مرد سالاری!
حواستو بده
دوست خوبم:
تا الان هم همین بوده که
ببین دلت از دست لارنس پره ها......

تو هیچی نمیگفتی شاید میرفت درست میکرد
دوست خوبم:
نه بابا.جدی میگفت درست نمیکنه.یک هفته بود بچه م میگفت بهش
اگه همسرت حس کنه جلوی بچه ها بهش تذکر میدی یا باهاش مخالفت می کنی، دیگه حرفتو گوش نمیده.
برای مردا خیلی سخته که اقتدارش بشکنه
دوست خوبم:
خوب ناراحت شد که بحث کردیم,اما زور داشت میگفت آخه
حرص نخور عشقم.. خودش درستش میکنه دلش نمیاد بچه ناراحت بشه
دوست خوبم:
تو معلومه کجایی؟؟؟خودت رو لوس کردی
خیلی هم دلش میاد بچه رو دق داد
ولی اصلا نزار بچه ها متوجه بشن که تو حق را به اونا میدی
بزار فکر کنن نظرتون مثل همدیگه س
ولی تو خلوت خودتون حلش کن
دوست خوبم:
سعیم رو کردم اما گمونم آخرش سامین فهمید.خیلی تیزه
به روش نیارخودش خوب میشه.احتمالاجوریاست گرفتش.اکثرمرداهمینطوریند
دوست خوبم:
انقدر سر کاره که دیگه حوصله ی بچه براش نمیمونه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد