X
تبلیغات
رایتل

یادداشت هشتاد و سوم  چاپ

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1396 در ساعت 18:07

مارمولک اومده تو خونمونچه گِلی به سرم بگیرم حالا!!!پایین هم که نمیتونم برم!!!

رفتم تو اتاق خواب دیدم یه چیزی سریع راه رفت,تازه داشتم میگفتم وای سوسک,دیدم مارمولکه

آخه تو خونه اومده چیکار!!!انقدر این بچه اژدها اژدها کرد,کائنات براش مارمولک فرستادن

لارنس هم که تا دوازده شب مغازه است.زنگ زدم بهش,مثلا میخواد دلداریم بده,میگه نترس,بهت قول میدم نمیتونه آدم بخوره


نظرات (10)
خدای دلداری دادن هستش این شوهر ماهت... نمی دونی چقدر خندیدم از حرفش
دوست خوبم:
نخند دعا میکنم مارمولک بیاد خونه ی شما ها
اون تفریح بچگی بود که شجاع بودم ....
از حشرات به جز تعدادی معدود و از اکثر خونسردها و جونده های موذی میترسم . از بد حادثه هم درست اومدم تو لونه شون
دوست خوبم:
هاهاها.
این مشکل رو خواهرم هم داره,میگه نمیدونم چرا تو نیوزلند نیستن و اینجا از هرکدوم از جونورها دو برابر سایز ایرانش هست
منم چندشم میشه...
ولی نمیترسم
دوست خوبم:
من دقیقا نمیدونم به خاطر چندشه یا به خاطر ترسه,در هر صورت جیغ میکشم
خوبی ترانه؟
پسران گلت خوبن؟دلم تنگ شده بود ...ملت تو خونه شون گنج پیدا میکنند تو مارمولک آخه
دوست خوبم:
فدای توعزیزم
واقعاااا؟؟؟؟گنج تو خونه؟؟؟؟تف تو شانس من
یکی از سرگرمیهای بچگیم دنبال کردن مارمولک رو دیوار حیاط بود ، دستمو میگذاشتم روشون ، دمشونو مینداختن و خودشون در میرفتن ، دم مارمولک یه جور غنیمت حساب میشد برام!!
یه عده معتقدن مارمولک توخونه شانس میاره. البته شخصا ترجیح میدم اگرم اینطور باشه ، به خودشون زیاد زحمت ندن ، شانس رو تا تو حیاط بیارن ، بقیه ش رو خودمون حل میکنیم ....
واقعا از سوسک نمیترسی ترانه؟؟؟؟؟
دوست خوبم:
اگه مطمئنی شانس میاره من اصلا تو بغلم نگهش میدارم
والله ماری اینجوری که تو از گرفتن مارمولک گفتی خجالت میکشم بگم بنده از خزنده,جونده,پرنده,درنده و ... میترسم
عزیزم چقدر به دلداری دادن شوهرت خندیدم
من که نمیذارم کاف بفهمه از چیزی میترسم وگرنه اونو میکنه نقطه ضعفم
دوست خوبم:
والله اونم داشت منو دست مینداخت
منکه رو مارمولک نمیتونم شجاعت نشون بدم
سلام عزیزم
خوشبختم از آشناییت
میخونمت از امروز
ی روزم میشینم آرشیوتم میخونم

شاد باشی
دوست خوبم:
سلام به روی ماهت.خوش اومدی
ببین عزیزم می تونی یه سبد بذاری رویش و محکم نگهش داری که از زیرش در نره بعد کاغذی روزنامه ای چیزی هول بدی زیرش و بعد لبه هایش رو تا کنی بالا و برداری ببریش از خونه بیرون.
ما این کارو می کردیم. فقط نترس چون واقعا آزاری ندارن ولی خب منم تدافعیم خودم ولی خب راهش همینه اگه نخوای بهش دست بزنی.
دوست خوبم:
مرسی از کمکت عزیزم.اگه یه بار دیگه خودش رو نشون بده من که خونه رو براش تخلیه میکنم و میرم تو کوچه میشینم اما به لارنس میگم اینجوری بگیرتش
ترانه جانم من مشکل حادی با این مارمولک دارم ببینمش حالم روحی م بدجور بهم می ریزه از سوسک نمی ترسم مشکلی باهاش ندارم دیدن مارمولک برام با دیدن کابوس برابری میکنه همیشه باهاش رو به رو شدم سعی کردم زیاد نگاهش نکنم دیدنش به خصوص دم ش عذابم میده حالا همسرم همیشه از این موضوع به عنوان شوخی و سر به سر گذاشتن من استفاده کرده میگه مارمولک به این نازی و بی آزاری چرا دوستش نداری خیلی همسرم براش غیر قابل درکه که چرا من از این چیزها می ترسم همیشه وحشتم رو می بینه میخنده.
دوست خوبم:
درکتون میکنم کاملا.
الان داشتم به خدا شکایت میکردم خوب وقتی نسل دایناسورها رو منقرض میکردی این ریزهاشون رو هم باهاشون میبردی دیگه.کردتشون آینه ی دق
عزیزم طاقت بیار، تو میتونی...
ترانه مارمولک کجاش ترس داره؟؟ خیلی گوگولیه که
یعنی این دلداری دادن اقایون ادمو نابود میکنه
دوست شو باهاش سعی کن بهت خوش بگذره....
دوست خوبم:
فعلا که گورش رو معلوم نیست تو کدوم سوراخی برده,اما دقیقا اون دمش و اون دست و پای زشتش ترس داره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد